اسكندر بيگ تركمان

191

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ملازم شده از اكفاء و اقران ممتاز بود . محمد مؤمن عود نواز بيقرينه و سازندهء بيمثل بود و تيزى مضراب و چاشنى دست و رطوبتى در ساز او بود كه دست ديگرى بدان نميرسيد و الحق در اين فن منفرد و ممتاز بود و در اواخر ملازمت خان احمد گيلان اختيار نمود بگيلان رفت و در آغاز جوانى عمرش در آنجا سپرى گشت . شاهسوار طنبور چهار تار مينواخت در استادى دم از يكتائى ميزد اما سازش زياده مزه و رطوبتى نداشت . شمسى شترغوهى استاد بيقرينه و صاحب پاداش و تصنيفات بامزه داشت در زمان شاهزادهء مغفور سلطان حمزه ميرزا ملازم شد و در خدمت آن حضرت معزز و محترم و مورد شفقت و تربيت بود در زمان حضرت اعلى شاهى نيز قرب و منزلت عظيم داشت . استاد معصوم كمانچه بيقرينه بود در خطهء ورامين جمعى كثير از برادران فيض يافته بمنزله سازندگى رسيدند و هنگامه نغمه سرائى در آنجا از برادران مرتبهء بالائى داشت . استاد سلطان محمود طنبورهء در اين شيوه بىمثل و مانند بود در مشهد مقدس معلى در خدمت سلطان ابراهيم ميرزا ميبود و از آنجا بجاى ديگر نرفت . ميرزا حسين طنبورهء او در اين فن ترقى عظيم كرد و در عراق در طنبور نوازى منفرد و ممتاز بود اما در عالم جوانى بعالم بقا رفت . استاد سلطان محمد چنگى در چنگ نوازى استاد بود و اين شيوه را بمرتبهء كمال رسانيده بود و ديگر سازندگان در اطراف بسيار بودند بدين چند كس اختصار رفت . از طبقهء قصه خوانان و شاهنامه خوانان و امثال ذلك جمعى بودند اما بدين دو سه نفر مشهور ختم رفت . مولانا حيدر قصه خوان بىبدل زمان در آن عصر نظير و عديل نداشت . [ 136 ] مولانا محمد خورشيد اصفهانى نيز قصه خوان خوب بود اما ارباب تميز مولانا حيدر را رجحان ميدادند . مولانا فتحى برادرش شاهنامه خوان بيمثل بود شعلهء آوازش بىتكلف و اغراق يك فرسخ زبانه ميكشيد در نهايت پيچيدگى و نمك تحرير مجملا اين شيوه را بسرحد كمال رسانيده بود .